ناظم الاسلام كرمانى

391

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

شعبهء از آن انجمن است ولى چون مؤسس قصدش استقلال بود و در مسلك هم اخيرا مخالف شدند فلذا نگارنده مينويسد انجمن مخفى دوم . مجملا اين انجمن بعد از مراجعت آقايان از حضرت عبد العظيم ( ع ) بطريق خفا منعقد گرديد و در هفتهء يك يا دو جلسه شبها بطور سيّار تشكيل مىيافت و اعضاء آن از اينقرار است : آقا ميرزا محمد صادق طباطبائى پسر آقاى طباطبائى - آقا ميرزا مهدى پسر حاج شيخ فضل اللّه آقا ميرزا محمود اصفهانى - اسد اللّه خان ابو الفتح‌زاده - سيف اللّه خان ابو الفتح‌زاده قزاق برادر اسد اللّه خان - حاج جلال الممالك - لواء الدوله - معين حضور - بهاء دفتر - آقا سيد قريش - آقا شيخ محمد مازندرانى - ميرزا ابراهيمخان منشىزاده - ناظم الاسلام نگارنده تاريخ بيدارى - شوكت الوزاره - ميرزا كاظم خان مستعان السلطان - آقا ميرزا عليمحمد زرگر . كارهاى اين انجمن با بعض ديگر از اعضاء را كه بعد از اين وارد بانجمن شدند و علت تعطيل آن را در كتاب سوم نوشته‌ام كه انشاء اللّه خواهد آمد . در اين ايام اشخاصى كه امور معاشيهء آنها از ظلم و استبداد ميگذرد مايل بعدل و مشروطه شده و با آقايان همراه شدند از جمله بعض از اشخاصى كه در انجمن مذكور وارد شده‌اند جدا كار ميكنند در حالتى كه سابقا ظالم و مستبد بوده و شايد اين ورود و اين الحاق موجب پيشرفت مقصود آقايانهم شود و ليكن عقلاء ميدانند كه عدل و سلطنت ملى بايد برحسب تقاضا و هيجان فقراء و مظلومين و عامه باشد مشروطيت يا جمهوريت و يا بناى عدالتخانه اگر از راه و طريق خاصه شد بنايش محكم و پايدار نخواهد بود چه همين ظالم و همين رئيس و همين مستبد و دزد كه امروز معدلت‌خواه شده است فردا كه ديد مخالف ميل شخصى او رفتار مىشود بر ضد سلوك مىكند و حالت ارتجاع را حاصل مينمايد ديگر آنكه همين اشخاص فردا بر مردم مسلط ميشوند امروز يك عين الدوله داريم فردا هزار عين الدوله پيدا مىشود شايد همين آقا كه امروز رأيت عدالت را دست گرفته است فردا رأيت استبداد را بدست بگيرد پس نبايست خورسند شد از اينكه بعضى با آقايان همراه شده‌اند بلى همراهى اين اشخاص متنفذ بآقايان قوتى ميدهد ولى مقصود بر وجه اتم و اكمل حاصل نميشود جز به بيدارى عامه و عالم شدن عموم اين است كه فيلسوف در انجمن مخفى اول گفت دعوت رئيس و ايلخانى ايل قشقائى مثلا مضر به مقصود است چه اين شخص امورش از استبداد و ظلم گذشته و خواهد گذشت ولى فايدهء كه دارد بتوسط او ميتوان فقراء ايل را بيدار كرد كه بدانند ظلم و ستم بد است خواه در دست شاه جارى شود خواه در دست ايلخانى رئيس ظالم را بايد برداشت خواه عين الدوله باشد يا قوام الملك مسندى كه بر خلاف اسلام گسترده شده است بايد بهم پيچيد خواه مسند صدارت باشد و خواه مسند وزير تجارت خواه مسند فلان ملا باشد خواه مسند فلان درويش حاصل آنكه بايد ظلم را برداشت و عدل را بجايش گذارد جهل را بايد دور انداخت و علم را بايد ترويج كرد و الا اين ره كه تو ميروى بتركستانست . اين ايام اعضاء انجمن مخفى چنين صلاح ديدند كه از طرف رئيس ملت آقاى طباطبائى تلگرافى